1_1351862015572717_orig.jpg

همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی

که هنوز من نبودم ، که تو بر دلم نشستی

کعبه از راز جهان راز خدا آگاه است


راز ایجاز خدا نقطه ی بسم الله است

کعبه افتاده به پایت سر راهت، سرمست


«پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست»

کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید

خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید

کعبه بر سینه ی خود نام تو ای مرد نوشت


قلم خواجه ی شیراز کم آورد، نوشت:

«ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه


مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه»

 

بخشی از سروده ی سید حمیدرضا برقعی در مدح حضرت امیر علیه السّلام