آقا! روزت مبارک

همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم ، که تو بر دلم نشستی

کعبه از راز جهان راز خدا آگاه است
راز ایجاز خدا نقطه ی بسم الله است
کعبه افتاده به پایت سر راهت، سرمست
«پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست»
کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید
خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید
کعبه بر سینه ی خود نام تو ای مرد نوشت
قلم خواجه ی شیراز کم آورد، نوشت:
«ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه»
بخشی از سروده ی سید حمیدرضا برقعی در مدح حضرت امیر علیه السّلام
+ نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ساعت 12:17 توسط من و همسرم
|
...دوستی ساده ما غیرمعمولی شد